خشمِ پنهان در پسااعتراضات به روایت یک جامعه شناس | غبارآلود بودن آینده، اعتماد عمومی را کاهش داده است
به گزارش اقتصادنیوز، در خیابانهای شلوغ تهران، مردم با نگرانی از آیندهای که در انتظارشان است، در حرکتاند. از یک سو، بحران اقتصادی و افزایش روزافزون قیمتها فشار زیادی بر دوش خانوادهها گذاشته و از سوی دیگر، تهدیدات امنیتی و نااطمینانی از جنگ، دلهرهای عمیق در دلها کاشته است.
در چنین فضایی این وضعیت مبهم نه تنها زندگی روزمره مردم را دچار چالش کرده، بلکه سبب بروز شکافهای اجتماعی و بیاعتمادی به حاکمیت شده است. مردم در جستجوی راهحلهایی سریع هستند، ولی بحرانها هیچکدام بدون مدیریت صحیح قابل حل نخواهند بود.
اقتصادنیوز: وقتی آینده قابل تصور نیست، جامعه میان ترس، خشم و انفعال معلق میماند؛ وضعیتی که امروز به تجربهای فراگیر در ایران تبدیل شده است.
طهمورث شیری، جامعه شناس با تأکید بر اینکه ایران در آستانه یک بحران جدید است، هشدار میدهد که عدم پاسخگویی به بحرانهای فعلی، خطرات جدی بههمراه خواهد داشت. او به اقتصادنیوز، میگوید: اگر حاکمیت نتواند به این مشکلات پاسخ دهد و شکافهای موجود را پر کند. اعتراضات نه تنها ادامه خواهد داشت، بلکه شدت بیشتری خواهد گرفت.
گفتگوی اقتصادنیوز با طهمورث شیری، جامعهشناس را بخوانید.
****
آقای شیری! به نظر میرسد که بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در ایران بهشدت برای مردم محسوس شده و چشمانداز مبهم آینده بهویژه با نگرانیهای امنیتی و جنگی همراه است. این شرایط چه تأثیری بر زندگی افراد و وضعیت جامعه دارد؟
ابتدا باید بگویم که عدم شفافیت و غبارآلود بودن آینده، معمولاً در جوامعی رخ میدهد که در حال گذار هستند و یا آبستن بحرانهای مختلفاند. در این شرایط، جوامع با بحرانهایی در زمینههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مواجه میشوند که بهطور دورهای تکرار میشود. در چند دهه گذشته بحرانها همواره وجود داشته و بهجای مدیریت صحیح آنها، از سوی کسانی که قدرت در اختیار دارند، این بحرانها بهصورت طبیعی و بدون هدایت مناسب گسترش یافتهاند.
اقتصادنیوز: پس از اعتراضات دی ۱۴۰۴، جامعه ایران با حذف افق آینده، پایان تابآوری و رسوب خشونت در زندگی روزمره روبهروست؛ وضعیتی که بهگفته عباس نعیمی جورشری، جامعه شناس، نه پایان سیاست بلکه آغاز سیاستِ زخمی است.
اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی مردمی بهشدت کاهش مییابد اگر...
در نتیجه این وضعیت، چند تغییر عمده در روابط اجتماعی اتفاق میافتد. اولاً، سبک زندگی مردم تغییر میکند؛ بسیاری از افراد به سبک زندگی سنتی پایبند نمیمانند و سعی میکنند تجربیات جدیدی کسب کنند. البته این سبک زندگی جدید همیشه با آگاهی همراه نیست، ولی بهطور طبیعی افراد بهدنبال راهحلهایی برای بهتر شدن وضعیت خود هستند.
دوم، با توجه به چشمانداز مبهم، نوعی حرص و آگاهی در بین مردم شکل میگیرد؛ همه تلاش میکنند که سریعاً ثروت، منزلت یا هر آنچه که میتوانند را بدست آورند تا این فشار روانی ناشی از عدم اطمینان به آینده را کاهش دهند.
سومین اثر منفی این شرایط، کاهش اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی است. در چنین شرایطی، مشارکت عمومی و اعتماد به حاکمیت بهشدت کاهش مییابد و شکافهای عمیقی بین مردم و حاکمیت ایجاد میشود. این شکاف روزبهروز بیشتر میشود و باعث میشود که مردم، مسئولان را فاقد توان مدیریتی لازم ببینند.
همچنین مهاجرت نخبگان یک بحران است که بهویژه در شرایط کنونی تشدید میشود. بسیاری از نخبگان و افرادی که میتوانند تصمیمگیران و تصمیمسازان آینده کشور باشند، ایران را ترک میکنند. این اتفاق باعث میشود که مدیران ضعیفتری در سیستم حکومتی و اجرایی کشور قرار بگیرند. آنهایی که باقی میمانند معمولاً به مسائل ظاهری توجه بیشتری دارند و توانایی اداره کشور را ندارند. این روند منجر به نزول کیفیت مدیریتی میشود و در آینده مشکلات بسیاری برای کشور بهوجود میآورد.
اعتراضات اخیر شکافهای درونخانوادگی نیز ایجاد کرده است
*اثر این بحرانهای اجتماعی،اقتصادی و سیاسی بر ساختار خانوادهها و روابط اجتماعی چیست؟
عدم اطمینان به آینده تأثیرات عمیقی بر ساختار خانوادهها میگذارد. در هر خانوادهای معمولاً یک فاصله نسبی بین والدین و فرزندان وجود دارد، ولی وقتی آینده مبهم باشد، این فاصله تشدید میشود. این باعث میشود که تنشها و درگیریها بین اعضای خانواده افزایش یابد. در چنین شرایطی، همکاری و همافزایی بین نسلی در خانواده کاهش مییابد و به نوعی شکافهای درونخانوادگی بیشتر میشود. این تغییرات میتواند آسیبهای جدی به روابط خانوادهها وارد کند.
*اعتراضات دی 1404 و وضعیت جدیدی که جامعه ایران با آن روبهرو است، چه بحرانهای تازهای را بین حاکمیت و جامعه در سطح کلان ایجاد میکند؟
اعتراضات دی 1404 موجب بروز خشمهای پنهان و رادیکالی شده که از قبل وجود داشت. این اعتراضات به دلیل عدم پاسخگویی مناسب از سوی حاکمیت به خشونت کشیده میشود. در حالی که اعتراضات بهطور ابتدایی از طریق گفتگو میخواستند حل شوند، وقتی که این گفتگوها بهنتیجه نرسید، به کنش سیاسی و عمل سیاسی تبدیل شد. در این مرحله، خشونت بهوجود میآید، چون افراد بهدنبال شنیده شدن هستند، نه فقط بهدنبال پذیرش اعتراضات.
این خشمها بهشدت افزایش مییابد و حتی ممکن است به تحرکات رادیکالیتر منجر شود. وضعیت بهگونهای خواهد بود که اگر حاکمیت پاسخ مناسب و قانعکنندهای ندهد، این اعتراضات مجدداً و با شدت بیشتر شکل خواهد گرفت.
پاسخگویی حاکمیت به بحران ها ضرورت دارد
*پیشبینی شما از آینده جامعه ایران چیست؟ آیا هنوز هم میتوان به راهحلهای مسالمتآمیز امیدوار بود؟
این هشدارها و زنگ خطرها بیش از دو دهه است که در جامعه ایران زده میشود، ولی متأسفانه به آنها توجهی نشده است. پاسخگو نبودن حاکمیت و ادامهدار بودن شرایط موجود باعث میشود که این بحرانها روزبهروز تشدید شوند. حتی اگر جنگی هم رخ ندهد، وضعیت بهطور خودکار پیچیدهتر خواهد شد.
در نهایت، اگر حاکمیت و مردم نتوانند به یک راهحل مشترک دست پیدا کنند، این وضعیت به شکل تصاعدی ادامه پیدا خواهد کرد. پاسخگویی به این بحرانها بسیار ضروری است، و اگر نهادهای حاکمیتی نتوانند به این نیاز پاسخ دهند، اعتراضات شدیدتر از گذشته خواهد بود.
ارسال نظر