خالقی: هسته سخت قدرت، با هر تغییر ساختاری، محافظه کارانه برخورد میکند | هیچ عزم یا اراده سیاسی برای تغییر وجود ندارد
به گزارش اقتصادنیوز، امیرحسین خالقی، اقتصاددان، در بخشی از گفتوگوی تحلیلی خود با اقتصادنیوز، در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه «برای تغییرات ساختاری و اساسی در کشور، به هر حال یک فشار از پایین و انعطاف از بالا نیاز است. به نظر میرسد این فشار از پایین در اعتراضات ده سال اخیر در حال شکلگیری است، اما انعطاف از بالا چندان مشهود نیست و بیشتر معطوف به اقدامات مقطعی و کوتاهمدت است. از منظر اقتصادی و نهادی، این روند به چه سرانجامی میرسد؟» اظهار کرد: یک اتفاقی که در ساختار ایران وجود دارد، این است که همچنان نسل اول انقلاب، یعنی کسانی که در انقلاب ۵۷ حضور داشتند، در قدرتاند. به نظر میرسد تجربهای در میان این افراد وجود دارد که هرگونه عقبنشینی، شکست به دنبال خواهد داشت. آنها تجربه شاه را دیدهاند: عقبنشینی او در سالهای ۵۵ و ۵۶، فضای سیاسی، فشار غرب و موارد مشابه باعث شد اثر دومینو ایجاد شود و نظام سیاسی شکست بخورد. این تجربه ناخودآگاه باعث شده هرگونه تغییر و اعتراض را مقاومت کنند، زیرا احتمال پیامدهای جدی را می دهند.
اقتصادنیوز: امیرحسین خالقی، اقتصاددان، میگوید تجربه کشورهای موفق در گذار از تنشهای داخلی درسآموز است، اما انسداد سیاسی، نگاه ایدئولوژیک و فقدان اراده اصلاحی، مسیر ایران را از اصلاحات اساسی دور کرده و خطر پیامدهای داخلی و خارجی را افزایش داده است.
او ادامه داد: این وضعیت باعث شده در ذهن هسته سخت قدرت، انسداد ایجاد شود و با هرگونه میل به تغییر ساختاری، بسیار محافظهکارانه و حتی خصمانه برخورد شود. این را به درجات مختلف در اصلاحات ۷۶ و پس از برجام هم میتوان دید. به همین دلیل، هیچ عزم یا اراده سیاسی برای تغییر وجود ندارد و این وضعیت، اعتراضات مسالمتآمیز سال ۸۸ به بعد را به تدریج رادیکالتر و حتی خشونتآمیزتر کرده است. اگر فرمانی برای تغییر صادر نشود، متأسفانه احتمال جنگ داخلی یا خارجی وجود دارد.
در سپهر سیاسی ایران نگاه ایدئولوژیک حاکم است
خالقی همچنین در پاسخ به این پرسش «چقدر شرایط فعلی ضرورت اصلاحات در قانون اساسی را نشان میدهد، اصلاحاتی که به سمت باز کردن فضای اقتصاد سیاسی و بازتنظیم روابط و سیاست خارجی ایران باشد؟» گفت: من کاملاً نسبت به هرگونه اصلاحات ناامیدم. اصلاحات قانون اساسی اصلاحات درون سیستمی است؛ یا باید در داخل، افراد و بازیگران قدرتمندی باشند که بتوانند شما را به سمت تغییرات گسترده در قرارداد اجتماعی- که در قانون اساسی هم بازتاب دارد- هدایت کنند، یا فشار خارجی باشد.
او ادامه داد: در سپهر سیاسی ایران نگاه ایدئولوژیک حاکم است و به نظر میرسد این نگاه مانع چنین تغییری شود. ایدهای وجود ندارد، انگیزهای وجود ندارد که ما به سمت اصلاحات جدی قانون اساسی حرکت کنیم. ضمن اینکه اصلاحات قانون اساسی، اساساً بیشتر نتیجه تغییرات واقعی است تا اینکه عامل ایجاد آنها باشد. ابتدا باید تغییراتی را ببینیم، سپس به صورت رسمی در قالب قانون اساسی با تمام سازوکارهایش، بازتاب آنها را مشاهده کنیم. متأسفانه چنین چیزی وجود ندارد و به نظر میرسد برای بسیاری از مسائل دیر شده است. نتیجه هم نامشخص است، اما امیدوارم مردم آسیبی نبینند.
ارسال نظر