جنگ ایران و آمریکا یا توافق سریع؟ | بیگدلی: تهران - واشنگتن تمایل به آشتی دارند | نفوذ و قدرت لاریجانی در مذاکرات بیشتر از عراقچی است
به گزارش اقتصادنیوز، سیگنال جنگ و توافق همزمان از سوی آمریکا به ایران ارسال می شود، رئیس جمهوری ایالات متحده از یک سو تاکید می کند نگاهش به سمت توافق با ایران است و از سوی دیگر ناوگروه جدید را راهی خاورمیانه می کند.
در همین رابطه، علی بیگدلی تحلیلگر سیاست خارجی در گفتگو با اقتصادنیوز میگوید: « باید بدانیم که ترامپ با این حجم از هزینههای نظامی، دست خالی منطقه را ترک نخواهد کرد؛ اما لزوماً این به معنای جنگ نیست، بلکه به معنای گرفتن امتیازات حداکثری از ایران است.»
مشروح گفتگوی اقتصادنیوز را با علی بیگدلی در ادامه میخوانید.
*****
*آقای بیگدلی! هفته گذشته شاهد دو سفر مهم بودیم؛ یکی سفر آقای لاریجانی به قطر و عمان و دیگری سفر بنیامین نتانیاهو به آمریکا. از سوی دیگر، دونالد ترامپ اعلام کرده که در حال حاضر برنامه وی توافق با ایران است و بر سر حمله به ایران به توافقی با نتانیاهو دست نیافته است. به نظر شما، این اختلافنظر میان ترامپ و نتانیاهو را باید جدی تلقی کرد یا با توجه به تجربههای پیشین مثل اینکه در خلال مذاکرات شاهد حمله به ایران بودهایم، این رویکرد نوعی زمان خریدن برای حملهای دوباره محسوب میشود؟
در آستانه دور ششم مذاکرات بودیم که حمله نظامی به ایران صورت گرفت. در آن مقطع، ما متهم شدیم در حال وقتکشی هستیم. شاید نیازی نبود روند مذاکرات تا این حد طولانی شود. خواستههای ایالات متحده مشخص بود و توان ما نیز در پاسخگویی و کنشگری شفافیت داشت.
کانون مشخص تصمیم گیری در سیاست خارجی نداریم
دلیل بروز این وضعیت این است که ما در سیاست خارجی خود، یک کانون مشخص تصمیمگیری و یک استراتژی تدوینشده نداریم. همواره در حالت انفعال قرار داریم و صرفاً در برابر کنشها، واکنش نشان میدهیم که این مسئله باعث نگرانی آمریکا شده است. اما آنچه مایه خوشحالی است، این است که به طور کلی ایالات متحده تمایلی به افزایش سطح تنش در خاورمیانه ندارد؛ زیرا هر چه تنش بالاتر برود، امکان سرمایهگذاری در این منطقه از آمریکا سلب میشود.
این موضوع به ویژه برای طرحهای بلندپروازانه محمد بن سلمان اهمیت دارد. از سوی دیگر، آمریکا و اروپا دچار نوعی تراکم کالا و سرمایه شدهاند و این امیدواری وجود دارد که با برقراری آرامش در خاورمیانه بتوانند به صادرات کالا، سرمایهگذاری و ایجاد اشتغال بپردازند.
در حال حاضر اقتصاد آمریکا با تورمی در حدود ۳ تا ۴ درصد مواجه است و وضعیت در اروپا به مراتب دشوارتر است؛ بنابراین آنها خواهان افزایش سطح تنش نیستند. نقشه فعلی ترامپ شاید به قصد یک حمله گسترده نظامی نباشد، بلکه بیشتر حالت تهدیدآمیز دارد.
ایران و آمریکا تمایل به آشتی دارند تا جنگ
در سمت مقابل، ما نیز با چالشهایی همچون اعتراضات داخلی و وضعیت اقتصادی ناهموار روبرو هستیم. بنابراین، هر دو طرف تمایل دارند که به جای جنگ، به سمت آشتی حرکت کنند.
استراتژیهای ناکامی در گذشته شکل گرفته و اکنون به نقطهای رسیدهایم که باید آرزوها و استراتژیهای گذشته را رها کنیم و با واقعیتهای جدید آمریکا سازگار شویم.
بنده با شناختی که از آمریکا دارم، معتقدم برای آنها نیز ورود به یک جنگ جدید سخت است، زیرا این جنگ میتواند دامنهای وسیعتر از ایران پیدا کند؛ بنابراین ترامپ با وجود آرایش نظامی کنونی، قصد عمیقی برای جنگ به خصوص جنگ های دامنه دار ندارد. ایران نیز با توجه به ضعفهای داخلی، ناتوانیهای اقتصادی و انزوای سیاسی که در جهان به وجود آمده، تمایلی به جنگ ندارد.
جامعه تحمل انجماد اقتصادی ندارد
نکته دیگر این است که آمریکاییها موفق شدهاند فضایی خصمانه در نظام بینالملل علیه ایران شکل دهند؛ محکومیتهای مربوط به حقوق بشر، قطعنامههای پارلمان اروپا علیه سپاه و عدم دعوت از ایران به کنفرانسهای مهمی نظیر کنفرانس امنیت مونیخ، نوعی «بدنامی» برای ما ایجاد کرده است.
شاید برخی بگویند این مسائل مهم نیست، اما در حقیقت بسیار بااهمیت است؛ زیرا ما دچار انسداد سیاسی و انجماد اقتصادی شدهایم و جامعه دیگر توان حمل این شرایط سخت را ندارد. بنابراین راهی جز حرکت به سمت آشتی نداریم، هرچند که این مسیر فشار زیادی به ما وارد میکند.
نتانیاهو نشسته تا حکومت در ایران سرنگون شود
از طرفی، سطح انتظارات آمریکا نیز روزبهروز افزایش مییابد. در مورد سفر نتانیاهو نیز باید بگویم او به شدت مشتاق جنگ است و منتظر نشسته تا حکومت سرنگون شود یا آشوبهای داخلی وسیلهای برای این هدف گردد؛ اما سقوط یک حکومت بدون پیاده کردن نیروی نظامی و تنها با موشک امکانپذیر نیست.
معتقدم مجموع شرایط اقتصادی و فشارهای سیاسی، ما را مجبور میکند از مسیر مذاکره با ترامپ جلو برویم تا اولاً از بدتر شدن شرایط با یک جنگ جلوگیری کنیم و ثانیاً اجازه ندهیم رقیبی که در فضای بینالمللی بسیار روی او کار شده، جای پایی باز کند. به نظر من، حاکمان ما به یک عقلانیت سیاسی خواهند رسید و امتیاز دادن به آمریکا را حتی به نفع نظام میدانند.
آژانس اجازه دهد غنی سازی 3.67 درصدی را انجام دهیم
*نتانیاهو مطرح کرده است که مباحث موشکی و منطقهای نیز باید در مذاکرات گنجانده شود. با توجه به خط قرمزهای ایران، آیا این موضوع اصلاً قابلیت عملیاتی شدن در مذاکرات را دارد؟
در آمریکا دیدگاههایی به وجود آمده که ترامپ نیز به آن اشاره کرده است؛ یعنی پیشبرد امور به صورت گامبهگام و مرتبهبهمرتبه. اولویت نخست، مسئله هستهای است.
بنده در مصاحبهای عرض کردم که بر اساس برجام ۲۰۱۵ و قطعنامه ۲۲۳۱، آمریکا اجازه دهد که ما غنی سازی 3.67 درصد را تحت نظارت کامل آژانس انجام دهیم تا پاسخی برای مردم داشته باشیم که این هزینههای کلان که گاهی تا 2 تریلیون دلار برآورد میشود، بینتیجه نبوده است. اگر ایران سیاستهای منطقهای خود را تغییر دهد و دیگر به دنبال حذف اسرائیل نباشد، میتوانیم با کاهش برد موشکها، آن صنعت را نیز حفظ کنیم.
سفر نتانیاهو نتوانست رأی ترامپ را تغییر دهد
ایران اکنون دچار یک نگرانی از افزایش تهدیدهاست، اما نکته مهم این است که سفر نتانیاهو به واشینگتن نتوانست رأی ترامپ را تغییر دهد و این به نفع ما تمام شد؛ چرا که نتانیاهو به دنبال ترغیب ترامپ برای حمله گسترده جهت سرنگونی بود اما ترامپ پاسخ مثبت نداد. این نشان میدهد ترامپ برخلاف نتانیاهو، خواهان جنگ نیست و ما باید از این شرایط استفاده کنیم.
آقای لاریجانی نیز حامل پیامهای جدیدی از طریق وزیر خارجه عمان بوده است. کشورهای منطقه مانند قطر، عربستان و امارات نیز خواهان جنگ نیستند و حتی از آمدن رضا پهلوی هم راضی نیستند؛ آنها میخواهند ایران کشوری آرام و بدون خطر هستهای باشد.
لاریجانی پیام های آمریکا را دریافت کرد
*در مورد سفر آقای لاریجانی گفته شده که سندی را که ویتکاف تهیه کرده بود، دریافت کرده است. چرا این مأموریت به آقای لاریجانی محول شد و نه آقای عراقچی؟ و حدس میزنید این سند شامل چه مواردی باشد؟
آقای لاریجانی نماینده و مشاور رهبری است و از جهت جایگاه سازمانی، قدرت و نفوذ او فراتر از وزیر امور خارجه است. حضور لاریجانی در مسقط و دوحه برای ابلاغ پیامهای جدید نشاندهنده انعطافپذیری بیشتر از سمت ماست و متقابلاً پیشنهادهای آمریکا نیز دریافت شده است.
ایران اکنون به شدت از وقوع جنگ دوری می کند، زیرا جنگ میتواند شکل جدیدی از بحرانهای داخلی را به وجود بیاورد. بنده برخلاف کسانی که طبل جنگ میزنند، معتقدم هر روز به عدم جنگ نزدیکتر میشویم. اما مشکل اصلی ما تعدد کانونهای تصمیمسازی است؛ هر کسی از تریبون نماز جمعه یا مجلس گرفته تا شورای شهر، درباره مسائل کلان سیاسی اظهارنظر میکند که این موضوع باعث سرگردانی طرف مقابل میشود.
دولت باید حرف نهایی را بزند نه دیگران
*یعنی معتقدید باید یکپارچگی در بیان مواضع وجود داشته باشد؟
بله، دولت باید حرف نهایی را بزند. در هیچ کجای دنیا اینطور نیست؛ یا وزارت خارجه یا نهادی مانند کاخ سفید مسئولیت اعلام مواضع را بر عهده دارد. تنوع مراکز تصمیمگیری در ایران، فرآیند تصمیمگیری نهایی را دچار مشکل میکند.
ترامپ با این همه هزینه نظامی دست خالی از منطقه نمی رود
*در مورد اعزام ناوهای آمریکایی به منطقه، به نظر شما این اقدام نشانهای از جدیت جنگ است یا صرفاً یک ابزار تهدید محسوب میشود؟
این یک تهدید است، اما آمریکا در حال رخنمایی قدرت نظامی خود است. اصطلاحی در روابط بینالملل داریم به نام «صلح از طریق قدرت.» ترامپ با افزایش حضور نظامی، به دنبال تحت فشار قرار دادن ایران است تا در مذاکرات امتیاز بگیرد. باید بدانیم که ترامپ با این حجم از هزینههای نظامی، دست خالی منطقه را ترک نخواهد کرد؛ اما لزوماً این به معنای جنگ نیست، بلکه به معنای گرفتن امتیازات حداکثری از ایران است.
هزینههای این پایگاهها و لشکرکشیها را نیز معمولاً کشورهایی مانند قطر، امارات و عربستان پرداخت میکنند و فشاری بر مالیاتدهندگان آمریکایی وارد نمیشود.
راهی جز مذاکره مستقیم با آمریکا وجود ندارد
*با توجه به روانشناسی سیاسی شخصیت ترامپ، ایران باید از چه اهرمهایی برای حداکثرسازی منافع خود در مذاکرات استفاده کند؟
ترامپ از یک دیپلماسی مدرن و استثنایی استفاده میکند که طرف مقابل را دچار سردرگمی در تصمیمگیری میکند. او گاهی تهدید به زدن میکند و گاهی دعوت به ناهار؛ این رفتار باعث میشود ما نتوانیم به درستی تصمیم بگیریم.
همانطور که گفتم، ما معمولاً واکنشگرا هستیم تا کنشگر چون نمی توانیم به درستی تصمیم بگیریم. در حال حاضر، تحت تأثیر قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی آمریکا، شکل دیپلماسی عوض شده است. به نظر من هیچ راهی جز مذاکره مستقیم با آمریکا وجود ندارد.
*پیش بینی می کنید ترامپ با شناخت از تواناییهای نظامی و ژئوپولیتیک ایران، در مذاکرات انعطاف نشان خواهد داد یا رویکرد فشار را ادامه میدهد؟
استراتژی ترامپ فشار از طریق تهدید نظامی است. او ابتدا بر مسئله هستهای ایران متمرکز میشود و در مراحل بعدی به سراغ موضوعات سپاه و موشکی خواهد رفت. اگر آشتی کنیم و برای کنترل تاسیسات هسته ای رضایت دهیم، آن موقع می توان درباره مباحث موشکی هم مذاکره کرد.
جالب اینجاست که ترامپ به خواست نتانیاهو برای برخورد یکباره و سخت با ایران گوش نداد و اعلام کرد که هنوز به دیپلماسی وقت میدهد. ترامپ ترجیح میدهد از طریق دیپلماسی گامبهگام امتیاز بگیرد. در مقابل، دولت ایران نیز باید بر اساس عقلانیت سیاسی تصمیم بگیرد؛ چرا که سیاستهای گذشته دیگر پاسخگوی فضای تغییریافته بینالمللی نیست. نیروهای منطقهای ما تحلیل رفتهاند و شرایط به زیان ما تغییر کرده است.
ارسال نظر