40 روز بعد از اعتراضات؛ آیا صدای معترضان شنیده شد؟ | یک جامعهشناس: مردم چیزی فراتر از حق «معیشت» و «امید به آینده» نمیخواهند
به گزارش اقتصادنیوز، در چهلمین روز بعد از اعتراضات، درباره مسیر پیشرو، عملکرد حاکمیت و حالوهوای جامعه با مرتضی پدریان جامعهشناس گفتوگو کردیم. او در این گفتوگو تأکید میکند: «حاکمیت باید بیاید رفتارهایش را مبتنی بر خرد و عقلانیت مبتنی بر انسانیت بکند.»
گفتگوی اقتصادنیوز با مرتضی پدریان جامعهشناس را بخوانید.
****
*۴۰ روز از شروع اعتراضات گذشته است. از نگاه شما حاکمیت چقدر در راستای حل مسائلی که درباره آنها اعتراض شد تلاش کرده است؟
اگر بخواهیم ریشهیابی کنیم، اعتراضات اخیر یک رخداد دفعی و مقطعی نیست؛ بلکه برآمده از انباشت مطالباتی است که دستکم از سال ۱۳۷۶ و حتی پیش از آن خود را در اشکال مختلف نشان داده است از مبارزه مثبت مدنی تا مبارزه منفی مدنی ، از صندوق رای تا حضور خیابانی . از مشارکت گسترده در انتخابات و طرح مطالبات در چارچوبهای رسمی گرفته تا اعتراضات ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ و پس از آن؛ همه اینها بیانگر انتظاراتی است که هیچ پاسخی نگرفتهاند.
این مطالبات هم اقتصادی بودهاند و هم سیاسی و اجتماعی؛ از «رأی من کو؟» تا حق انتخاب پوشش و حق انتخاب سبک زندگی ، از اعتراض به گرانی و تورم تا نقد نحوه حکمرانی. اعتراض به افزایش شدید نرخ ارز، وابستگی اقتصاد به ساختار تکمحصولی نفت، تداوم خامفروشی و آسیبپذیری در برابر تحریمها و نوسانات جهانی، فشار مستقیم بر معیشت مردم وارد کرده و سفرهها را کوچکتر کرده است.
حاکمیت در مدیریت اقتصاد، معیشت و حتی در ارتقای سرمایه اجتماعی چالش جدی دارد
در کنار این مسائل، افکار عمومی با اخبار مربوط به فساد و رانت نیز مواجه بوده است از فساد بابک زنجانی، طبری خاوری و.... بانک آینده و موسسه ملل و ... . بخشی از جامعه مشکلات را نه صرفاً ناشی از تحریم، بلکه ناشی از ضعف مدیریت و عدم تخصیص بهینه منابع در سرمایه گذاری های برد با رفته میداند. در نتیجه این برداشت تقویت شده که حاکمیت در مدیریت اقتصاد، معیشت و حتی در ارتقای سرمایه اجتماعی و اخلاق عمومی با چالش جدی روبهروست.
اگر صریح بگویم، نه در اعتراضات اخیر و نه در هیچ کدام از اعتراضات، اقدام مؤثر و ساختاری روشنی که نشان دهد ارادهای جدی برای اصلاح وجود دارد، در سطح عمومی مشاهده نشده است. نه برنامهای جامع برای اصلاحات اقتصادی ارائه شد و نه گفتوگویی ملی برای شنیدن صدای معترضان شکل گرفت. این وضعیت به تضعیف سرمایه اجتماعی انجامیده است.
*از نگاه شما حاکمیت اقدامی کرده یا این وضعیت همچنان رها شده است؟ آیا این اعتراضات ماهیت اقتصاد سیاسی داشت یا طیفهای مختلفی در خیابان حضور داشتند؟
در جامعه ایران، اقتصاد و سیاست از هم جدا نیستند. وقتی تورم، کاهش قدرت خرید، احساس تبعیض و ادراک فساد وجود دارد، طبیعی است که مطالبات اقتصادی به سرعت ابعاد سیاسی پیدا کند. اما تقلیل این اعتراضات به یک طیف خاص یا یک پروژه سیاسی، سادهسازی واقعیت است.
اعتراضات فراقشری و فرا طبقهای بود
بر اساس شواهد و ترکیب آسیبدیدگان و جانباختگان، طیف گستردهای از اقشار جامعه در این رخدادها حضور داشتهاند؛ از کودکان تا سالمند، از کارگر تا استاد دانشگاه از دانش اموز تا دانشجو .
بر اساس آنالیز و شخصیت شناسی کشته شدگان این واقعیت آشکار میشود که در اعتراضات از تمامی اقشار جامعه بدون در نظر گرفتن سن ، جنس ،طبقه اجتماعی، گروهای تحصیلی در اعتراضات شرکت داشتند به بیان دقیق تر این اعتراضات فرا قشری و فرا طبقه ای بود
مشکل اساسی این است که در کشور ما تقریباً هر مطالبهای سریع برچسب سیاسی میخورد. وقتی مطالبه صنفی یا معیشتی فوراً امنیتی تلقی شود، امکان گفتوگو و اصلاح کاهش مییابد و شکاف اجتماعی عمیقتر میشود.
اکنون طیفی از آسیبدیدگان و خانوادههای داغدار در این جامعه باید به زندگیشان ادامه دهند، به نظر شما چه التیام و رسیدگی برای این طیف باید انجام داد؟
در اینجا من بر یک مفهوم کلیدی تأکید میکنم: عقلانیت مبتنی بر انسانیت.عقلانیتی که انسان را پیش از هر عنوان سیاسی، امنیتی یا ایدئولوژیک ببیند. عقلانیتی که کرامت انسانی را محور تصمیمگیری قرار دهد.
اگر حاکمیت بر اساس عقلانیت عمل کند، میتواند:نخست، در مورد بازداشتشدگان بازنگری جدی انجام دهد و با رأفت انسانی و اسلامی، کسانی را که دستگیر کرده اند را آزاد کند تا خانوادهها از نگرانی رها شوند.
دوم، به آسیبدیدگان اطمینان رسمی و علنی بدهد که برای درمان مراجعه کنند و هیچ ترس و نگرانی از رهگیری یا بازداشت نداشته باشند. کسی که چشم خود را از دست داده یا دچار نقص عضو شده، نباید میان درمان و امنیت شخصی یکی را انتخاب کند.

سوم، و بسیار مهمتر، تشکیل هیئتی بیطرف و رسمی متشکل از نمایندگان سه قوه ــ مقننه، مجریه و قضائیه ــ در هر استان با ترکیبی از معتمدین هر شهر و اساتید دانشگاه ها . این هیئت باید بر پایه عقلانیت مبتنی بر انسانیت شکل گیرد؛ با اختیار کافی برای بررسی شفاف وقایع، شنیدن روایت خانوادهها، دلجویی رسمی و اعلام عمومی نتایج بدون هیچ سانسور و تحریفی . بررسی منصفانه خطاهای احتمالی هر دو طرف هم نیروهای امنیتی هم معترضین، میتواند به بازسازی سرمایه اجتماعی و کاهش شکافها کمک کند.هدف از آن نه فقط مجازات متخلفین بلکه ترمیم بی اعتمادی اجتماعی باشد چرا که.
اعتراضات همچون آتش زیر خاکستر میماند اگر...
اگر حاکمیت همچنان برای حلوفصل اعتراضات اقدامی نکند، زمینه بروز دوباره ناآرامیها را چطور میبینید؟
در آن صورت، نارضایتیها خاموش نمیشود؛ بلکه به آتشی زیر خاکستر تبدیل میشود. خانوادهای که فرزندش جان باخته ، فرزندی که پدر یا مادر او کشته شده است ، جوانی که نابینا شده، پدر و مادری که فرزندشان در بند است، اگر جبران و دلجویی نشود ، احساس بیعدالتی در او به کینه و خشم تبدیل میشود و احتمالا خود به جبران ان اقدام خواهد کرد.
مردم چه میخواهند؟
امنیت پایدار محصول رضایت و کرامت است، نه صرفاً کنترل. اگر حاکمیت شهروندان را پیش از هر چیز بهعنوان انسان ببیند و حقوق بنیادینی چون حق حیات، معیشت و امید به آینده را تضمین کند، بخش بزرگی از تنشها فروکش خواهد کرد. اکثریت معترضان خواستهای فراتر از یک زندگی آرام و باثبات ندارند.
اما اگر عقلانیت مبتنی بر انسانیت مبنای حکمرانی قرار نگیرد، چرخه اعتراض و بیاعتمادی میتواند در اشکال دیگر تکرار شود که خسارات احتمالی آن غیر قابل پیش بینی است و مخاطرات جدیتری برای جامعه و حاکمیت ایجاد کند.
ارسال نظر