عقبنشینی تاکتیکی ایران و آمریکا/ تحلیل وزیر خارجه اسبق مصر از مسیر مذاکرات تهران و واشنگتن؛ نمی توان پیشبینی کنند که وقایع در روزهای آینده چگونه پیش خواهد رفت
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از دنیای اقتصاد، نبیل فهمی، وزیر خارجه اسبق مصر، ۱۶ فوریه در رسانه سعودی ایندیپندنت عربی با تحلیل مذاکرات ایران و آمریکا نوشت: در مقاله پیشینم در ایندیپندنت عربی، احتمال حلوفصل سریع تنشها میان تهران و واشنگتن را منتفی دانستم، اما پیشبینی میکردم که هفته نخست فوریه در تعیین مسیر تنش میان ایران و ایالات متحده آمریکا از اهمیت زیادی برخوردار باشد؛ چه از طریق آغاز عملیات نظامی و چه با برداشتن گامهایی در جهت عقبنشینی از آن. زیرا وضعیت آمریکا، همانند وضعیت ایران، اجازه یک دوره تنش شدید و طولانیمدت را نمیدهد.
آن مقاله استدلال کرد که برای ایالات متحده دشوار است که بدون دستاوردهای مشخص و ملموس، به ویژه پس از استقرار نیروهای عظیم و هشدار در مورد پیامدهای فاجعهبار برای ایران، به طور کامل از اقدام نظامی عقبنشینی کند و اینکه جناح راست آمریکا و حامیان اسرائیل برای رویارویی نظامی تلاش میکنند. بااینحال باید خاطرنشان کرد که حامیان اصلی MAGA وابسته به ترامپ از دخالت در عملیات نظامی بدون تهدید مستقیم برای امنیت ملی آمریکا استقبال نمیکنند و این امر نیز تصمیم آمریکا را به تاخیر میاندازد.
استدلال قبلی من همچنین از این اعتقاد ناشی میشد که اعتبار بازدارندگی ایران پس از عملیاتهای قبلی آمریکا و اسرائیل دستخوش تغییر شده است. ایران با خواستههای دشوار و اساسی از سوی ایالات متحده روبهرو شد که با فلسفه و ارکان آن در تضاد بود، و این امر برخی از مفسران داخلی را تشویق کرد تا توانایی تهران برای ادامه کار را زیر سوال ببرند. طولانی کردن انتظار پس از تشدید تنش نظامی، بهویژه در دولت ترامپ، از ویژگیهای ایالات متحده نیست و درگیری نیز با منافع ایران در تضاد است. بنابراین، آنها هفته گذشته مذاکره کردند و شاید این یک مکث مهم برای هر طرف باشد تا امکان خروج از این بحران بدون درگیری نظامی را ارزیابی کنند.
سفر چهارشنبه گذشته نخستوزیر اسرائیل به واشنگتن، فرصتی را برای بنیامین نتانیاهو فراهم کرد تا یک اصل مهم را که اسرائیل بهزعم خود در منطقه به آن پایبند است - بهویژه در دو سال گذشته - نشان دهد؛ و آن اینکه اسرائیل در هرگونه ترتیبات منطقهای حضور دارد و تاثیرگذار است. موضع آن از این ادعا ناشی میشود که به ایران نمیتوان اعتماد کرد و باید به راهحلهای اساسی و قاطع پایبند بود. اسرائیل تعهد خود را به حذف کامل برنامه هستهای ایران، رد غنیسازی در داخل ایران، حذف ذخایر اورانیوم غنیشده و محدود کردن برد موشکهای بالستیک به ۳۰۰ کیلومتر و همچنین حذف شبکه روابط ایران در خاورمیانه به ترامپ ابلاغ کرد. همزمان، ایران و ایالات متحده اظهارات خود را تشدید کردند. از یک سو وزیر امور خارجه ایران تاکید کرد که ایران به حق خود برای غنیسازی اورانیوم پایبند است و حتی به قیمت اقدام نظامی از این حق دست نخواهد کشید. از دیگر سو بلافاصله پس از مذاکرات، نمایندگان ایالات متحده از ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در خلیج فارس بازدید کردند و این نشان داد که گزینه نظامی همچنان روی میز است.
دولت آمریکا با وجود آنکه علاقهمند به دستیابی به یک توافق است، اکنون خود را ناگزیر میبیند که برای جلوگیری از دور زدنهای احتمالی ایران، و متناسب با سطح تشدید نظامی ایالات متحده، امتیازهای گسترده، سنگین و سریعی از ایران بگیرد؛ بهگونهای که رئیسجمهور ترامپ بتواند ادعا کند دستاوردی بیش از آنچه در توافق هستهای میان ایران و گروه ۱+۵ در دوران ریاستجمهوری اوباما به دست آمده بود، محقق کرده است. او بهخوبی میداند که عقبنشینی بدون گرفتن امتیاز از ایران، یا با اقداماتی کمتر از گذشته، اعتبار شخصی او و نیز اعتبار ایالات متحده را به طور کلی تضعیف خواهد کرد و این امر میتواند کشورهایی مانند روسیه و چین را تشویق کند تا در سایر پروندهها نیز سطح تقابل خود با آمریکا را افزایش دهند.
به نظر من این روندِ «فعلی» است؛ بهویژه با توجه به میزبانی ترامپ از نشست شورای صلح مربوط به غزه در روزهای ۱۸ یا ۱۹ فوریه، که خاورمیانه را در صدر دستورکار سیاسی آمریکا قرار خواهد داد. اگر حمله پیش از آن انجام شود، بهسختی میتوان تصور کرد که پیش از برگزاری این نشست، آرامش دوباره برقرار شود و اگر حمله بلافاصله به بعد از آن موکول شود، اینگونه تفسیر خواهد شد که طرفها از آنچه در راه است، مطلع شدهاند، یا اینکه در متقاعد کردن ترامپ برای عقبنشینی ناکام ماندهاند؛ درحالیکه همین تاخیر در اقدام نظامی، ملاحظات مربوط به تدارک انتخابات میاندورهای کنگره را نیز وارد محاسبات آمریکا میکند. محاسبات دقیق، و برخی نشانههای مثبت از تصمیمهایی که هنوز نهایی نشدهاند.