بازی «پلیس بد، پلیس خوب» ترامپ با اروپا | ونس و روبیو چه نقشی در این سناریو دارند؟ | اروپایِ ضعیف به نفع کیست؟
به گزارش اقتصادنیوز، هرکسی که حتی یک بار هم سریالهای پلیسی آمریکایی را دیده باشد، به سادگی میداند که که سناریوی آدم خوب/آدم بد به چه شرح است؛ یک مظنون وارد اتاق بازجویی میشود و با خشونت و تهدید شدید بازجو مواجه میشود. در این میان ناگهان آدم خوب داستان وارد میشود و تلاش میکند تا با همدلی و دعوت به آرامش، او را قانع به اعتراف کند.
این همان الگوی ساده، اما روانشناختی است که به نظر میرسد دولت دونالد ترامپ، در تعامل با متحدان خود، و بهخصوص ناتو، از آن استفاده میکند.
شگرد پلیس بد در سیاست ترامپ
استیون ام. والت در فارن پالیسی نوشت: آدمهای بد واشنگتن در چنین سناریویی عبارتند از: جی.دی. ونس که با سخنرانی تند خود در کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۵ آغازگر این نقش شد، هاوارد لوتنیک که با اظهارات تحریکآمیزش در داووس، باعث ترک جلسه رئیس بانک مرکزی اروپا شد، سفیران نسبتاً غیر دیپلماتیک ترامپ، و درنهایت خود شخص دونالد ترامپ که اتحادیه اروپا را دشمن میخواند، متحدان ناتو را به چپاول آمریکا متهم کرده و تهدید به اعمال تعرفه و کاهش کمکها به اوکراین میکند. هدف همگی این نقش ها ایجاد ترس و فشار برای گرفتن امتیازات از متحدان است.

پلیس خوب معادله کیست؟
در مقابل، آدمهای خوب واشنگتن شامل چهرههایی چون البریج کولبی است که در مقر ناتو خواستار «ناتو ۳.۰» شد، همچنین مارکو روبیو که در کنفرانس مونیخ ۲۰۲۶ موضعی نسبتا مصالحهجویانه اتخاذ کرد. قانونگذارانی چون لیندسی گراهام هم که حامی ناتو هستند در این نقش جایمیگیرند. این گروه سعی دارد تا با آرام کردن اوضاع، این امیدواری را به اروپا بدهند که همکاری و مصالحه میتواند فشار و تهدیدها را کاهش دهد. با اینحال، هدف اصلی آمریکا همچنان هدایت متحدان به توافقاتی است که مطلوب آمریکا باشد.
تقسیم نقشها و استراتژی فشار
این تقسیم نقشها ممکن است بخشی از یک استراتژی عمدی برای نگه داشتن اروپا در حالت بیثباتی و فشار دائمی باشد، چرا که ترامپ به غیرقابل پیشبینی بودن به عنوان ابزار فشار اعتقاد دارد. در این چارچوب، آدم بد هشدار میدهد و هزینه مقاومت را یادآوری میکند، در حالی که آدم خوب امید میدهد که همکاری و مصالحه میتواند فشار را کاهش دهد. هدف نهایی، گرفتن امتیازات بیشتر از هر متحد به صورت جداگانه و ایجاد رقابت و تفرقه میان کشورهای اروپایی است.
اخذ امتیاز با حمایت از افراطیها
دونالد ترامپ بهشدت از جریانهای راست افراطی اروپا حمایت میکند؛ چرا که این گروهها ارزشهای ملیگرایانه و مشابهی با سیاست مگا دارند. آنها با اتحادیه اروپا و حضور این کشورها در قدرت مخالف بوده و امکان رقابت میان کشورهای اروپایی، و در نتیجه گرفتن امتیازات بیشتر توسط آمریکا را تسهیل میکنند. این سیاست به واشنگتن اجازه میدهد تا کشورهای اروپایی را در مقابل یکدیگر قرار دهد و به گسترش نفوذ و فشار حداکثری خود بپردازد.

ضعف اروپا درنهایت به ضرر واشنگتن خواهد بود
با وجود اینکه یک اروپای ضعیف و پر هرج و مرج ممکن است در کوتاهمدت به نفع آمریکا باشد، اما در بلندمدت میتواند زمینه نزدیکی اروپا به چین و دیگر بازیگران بزرگ را فراهم کند. در چنین شرایطی، همکاری امنیتی و فناوری میان اروپا و آمریکا کاهش خواهد یافت. همچنین احتمال ایجاد شکاف جدی و پایدار در روابط ترانسآتلانتیک افزایش مییابد.
ایجاد تناقض بخشی از سیاست آمریکاست
بر اساس گزارش نیویورکتایمز، رهبران اروپایی از پیامهای متناقض آدم خوب، آدم بد واشنگتن سردرگم شدهاند، اما هدف تیم ترامپ از این اقدامات کاملا مشخص است. در چنین وضعیتی ، اظهارات کلامی اهمیت چندانی ندارد، بلکه اقدامات واقعی هستند که تعیینکنندهاند.
سوالهای کلیدی درباره آینده روابط ترانسآتلانتیک شامل این موارد است: آیا ترامپ جنگ تجاری را ادامه خواهد داد؟ تهدید به مصادره گرینلند دوباره مطرح میشود یا خیر؟ توافقات فعلی پابرجا خواهند ماند یا بازنگری میشوند؟
پاسخ این سوالات تعیین کننده روند ادامه روابط اروپا و آمریکا خواهد بود. این که آیا مسیر پیش رو قابل پیشبینی و سازنده است، یا یا روند نزولی ادامه خواهد داشت.

تنها راه پیشروی اروپا
برای جلوگیری از تضعیف روابط اروپا و آمریکا، تنها گزینه متحدان ناتو، نمایش اتحاد و یکپارچگی در برابر فشارها است. بدون اتحاد و اجماع جمعی، روند تنش و سوءاستفاده آمریکا ادامه خواهد یافت و پیامدهای بلندمدت برای امنیت و اقتصاد اروپا و آمریکا منفی خواهد بود.